فصل ششم

  چــــون ز گهـواره بیرونم آورد

  مـادرم ســرگذشت قومی گفت

 بر من از رنگ و روی تو می زد

 دیده از جذبه های تو می خفت

                        نیما یوشیج

 فولکلور

پیش از پرداختن به مـوضوع ، تعریف و هدف فولکلور ، لازم است دربارۀ رواج این اصطلاح به طور کلی و کاربردش در زبان فارسی  نکاتی به اختصار بیان شود .

فولکلور ،  که کلمه ای انگلیسی است در سال 1848 میلادی برای اوّلین بار به وسیلۀ آمبروزمُرتُن عـنوان مقاله ای قــــرار گرفت که موضوع آن بحث دربارۀ دانش عامیانه و آداب رسوم سنتی بود . این اصطلاح بتدریج در زبان انگلیسی و دیری نپایید که در زبان های دیگر رواج یافت .

رواج این اصطلاح در زبان فارسی در حدود نیم قرن سابقه دارد . صادق هدایت آن را در فوایدگیاه خواری (1306 ه.ش ) و نیرنگستان (1312 ه .ش ) به کار برده است و کمی بعد اصطلاح فولکلور عنوان مقاله ایست از رشـید یاسمی در مجلۀ تعلیم و تربیت ؛  از آن به بعد بتدریج اصطلاح فولکلور به معنی دانـش عامیانه و دانستنی های تودۀ مردم رواج یافت و به  « فرهنگ عامه » ، « فــرهنگ عامیانه » ، « فـرهنگ توده » و « فرهنگ مردم » نامیده شد .

تعریف و موضوع

بدون اینکه خواسته باشیم تعریف جامع و مانعی از فولکلور را ارائه دهیم می توان آنـــرا مجموعه ای از دانستنی ها و اعمال و رفتاری دانست که در بین عامۀ مــردم بدون در نظر گرفتن ( و حتّی بدون وجود ) فــــــواید علمی و منطقی آن ، سینه به سینه و نسل به نسل و به صورت تجربه به ارث رسیده است .

معمولاً تعاریف فولکلور با تعاریف مــــردم شناسی و فـــــرهنگ و سنت بسیار نزدیک است .

وارانیاک در حـــــالی که از تعریف احتراز می جــــــوید فولکلور را چـــنین بیان می کند :

فولکلور را نه بــر اساس خصوصیات عامیانه اش و نه بر مبنای ویژگی های سنتیش نمی توان به درستی تعــریف کرد ؛ ولی می توان سه خصیصه یا ســه وجــــه مشخصه بـــــرای آن در نظــر گرفت :

 1- فولکلور بر میراث و اصول تمّدنی قدیمی و کهن بنا شده است .

2-  فولکلور با هیچ گونه روش علمی و استدلال منطقی همـــراه نیست یعنی نه معلّــمی آن را تدریس

 می کند و نه از کتاب و نوشته ای می توان آن را آموخت و به علاوه عاری از هرگونه آرایش  روشنفکری و پیرایش نظری است .

3- این خصوصیت عــــدم تحول روشنفکری و نظری باعث شده است که در جریان اشاعۀ اصول تمّدن جدید که از روش و تأثیر « فـــرهنگ اشرافی » الهام گرفته است – فولکلور بدون اینکه با آن ها ترکیب شود ، در کنارشان قرار گیرد و در نتیجه عناصری بسیار قدیمی را تقریباً دست نخورده حفظ کند ؛ و  این پدیده خصوصاَ  درهنرهای عامیانه تجلی می کند .

بنا بر تعـــریف وان ژنپ فولکلور عبارت است از باورها و اعمال نحوۀ غذا خوردن ، شیوه لباس دوختن و لباس پوشیدن ،  آداب و رســـوم کفن و دفن ، مراسم عروسی و مانند این ها در شمار فولکلور محسوب

 می شود .  وان ژنپ خصوصیات زیر را به عنوان تعریف و ویژگی برای شناخت و مطالعۀ  فولکلور پیشنهاد می کند .

1- فولکلور ، اعمال و رفتارهای جمعی و گروهی است که دربین عامۀ مردم رایج باشد . بنابراین این اعمال و رفتار ( یا اعمال و رفتار های ) یک نفر یا یک خانواده را نمی توان فولکلور نامید .

2- اعمال و رفتار های فولکلوری به مناسبت و بنا بر مقتضیات تکرار می شود .  یعنی آنچه که یک یا چند مرتبه یا فقط در دوره ای محدود اتفاق  افتد در شمار فولکلور نیست .

3- فولکلور نه به طور خاص ، بلکه در مجموعۀ فعّالیت های زندگی نقشی را به عهده دارد .

4- ابداع کننده و بوجود آورنده و زمان شــروع رفتار ها و اعمال فولکلوری معلوم نیست و این پدیده ها بتدریج به وسیلۀ عـامۀ مردم بوجود آمده است .  البتّه ممکن است پدیده فولکلوری در گذشته ای بسیار دور مبدع و ایجاد کننده ای مشخص داشته باشد ، ولی به مرور ایام آن شخص فـــراموش شده و عمل و نحوۀ اجرای آن باقی مانده است .

5- مقدار زیادی از اعمال و رفتار فولکلوری ، بی ادبانه و خارج از تراکت تلقی ، و معمولاً در محافل رسمی و اشرافی و روشنفکری از انجام یا بیان آنها خوداری می شود .

تاریخـچه

بـــرای جمع آوری اصول و منابع ادبی و دانش عامیانه ،  از قرن ها پیش در اروپا ، بـــدون اینکه جنبۀ تحقیقی به معنی فعلی کلمه داشته باشــــد ، کوششی در خور توّجه صورت می گرفت ، بدین معنی که عده ای از دانشمندان و نویسندگان ، در کنار ادبیات مکتوب و رسمی ملل و به عنوان سـرگرمی ،  شروع به جمع آوری ادبیات عامیانه ای کردند که معمولاً در جایی نوشته نشده بود و در بین تودۀ مردم سینه به سینه منتقل  می شد .

در قــــرن شانزدهم یکی از نویسنگان ایتالیا بنام تابوروژ مجموعه ای از قصه های خنده دار و خارج از نزاکت را ، که منابع آن ها ادبیات شفاهی بود ، منتشر کرد . وی شب های متمادی عده ای از مردم کوچه بازار را جمع می کرد که برایش حرف بزنند و قصه بگویند .

رابله  نویسنده ، طبیب و کشیش معـروف قرن پانزدهم فرانسه ، شوخی ها و هزلیات متداول بین عامه را جمع آوری کرد و همچنین آن ها را از خلال آثار عتیق بیرون کشید و با تفسیرهایی که امروز نیزراهنمای محققان فولکلور است ، منشر کرد . همچنین به تدریج قصه هایی مربوط به جن و پری و داستان هایی  به زبان محاوره بــرای کودکان گفته می  شد و جایی در ادبیات رسمی و فصیح نداشت جمع آوری گردید و نیـز توجهی به مطالعۀ ضـــرب المثل ها و آواز ها به وجود آمد .

دانشمندانی که  به جمع آوری این قسمت از دانش عامیانه می پرداختند ، برای اینکه بتوانند از آن نتیجۀ اخـلاقی بگـیرند ، معـمولاً ضمـن ارزیابـی ،  دخـل و تصـرفـاتی در آن به عـمل می آوردند ؛ و درواقع « امانت  داری » در ثبت و ضبط ادبیات شفاهی و عامیانه مورد نظر نبود .

روحـــانیون و نویسندگان مسیحی مجــموعه ای معتقدات عامیانه را جمع آوری کردند تا بدین وسیله بتوانند از شیوع آنچه که « مفید » نمی دانند جلـوگـیری کنند .

در قـرون وسطی ، در اروپا ، معتقدات عـامیانه ای را که کلیسا به آنها نام « خـرافات » داده بود مطـرود می شمردند و رسماً با بیان و کاربرد آنها مبارزه می کردند . حتّی کسانی که به خــرافات  پایبند بودند از طرف کلیسا به پرداخت جریمه (برای ثروتمندان ) و خوردن تازیانه  ( برای دیگران ) محـکوم می شدند .

جــــنبه دیگر فولکلور ، که بیشتر به منظور جــلوگیری از رواج آنها جمع آوری شده ،  طب عامیانه و شیوه هایی بود که به صورت معتقدات و تجارب خانوادگی در معالجۀ بیماران به کار می رفت ( و هنوز نیز در جوامع سنتی به کار می رود ) . در سال 1810 میلاد ی یکی از دانشمندان فـــــرانسه به نام ریشارد مجموعه ای تحت عنوان خطابه های عامیانه در زمینۀ طب منتشر کــــرد تا بدین وسیله مردم از به کار بــردن این روش ها در معالجه باز دارد . بر اساس این جمع آوری ها و قوانین مدنی ، در تمام اروپا با طب عامیانه مبارزه می شد .

از اوّایل قرن نودهم کم کم مطالعه فولکلور جنبۀ علمی پیدا کرد .  بدین معنی که تحقیق دربارۀ معتقدات و ادبیات شفاهی و رفتار و اعمال تودۀ مــردم نه به منظور تجویز یا نهی آن ،  بلکه به عنوان یک واقعیت اجتماعی مورد توّجه قرار گرفت .

قـلـمـرو

فــولکلور درابتّدا محدود به ادبیات شـفاهی بـود و معمولاً از قــصّه ها ، افـسانه ها ، آواز های محلی ، ضرب المثل ها چیستان ها تجاوز نمی کرد . مطالعه کنندگان فولکلور به تدریج دامنۀ کنجکاوی علــمی خـــود را توسعه دادند و آداب و رســوم و معتقدات عامیانه را نیز به قلمرو فولکلور افزودند . و کم کم تکنیک ها و هنر های عامیانه را مشمول آن کردند . زیرا اعتقادات و باورها ی عامیانه از تکنیک و هـنر و همچنین از کاربرد و اجرای اعمال مربوط به آن جدا شدنی نیست . با توّجه به این وسعت موضوع است که در یکی ا ز تعاریف میبینیم : فولکلور عبارت از همه جنبه های عامیانه زندگی است؛ و از آنجا که هنوز در جهان جــامعه ای را که تمام رفتار و اعمال افرادش منطقی و بر اساس موازین علمی باشد سراغ نداریم ، بنابراین جامعه ای را نیز نمی شناسیم که دارای فولکلور نباشد .

بدین ترتیب ، وسعت دامنۀ رفتار و اعمال عامیانه و سنتی اقوام و جــوامع ، زمینه های مختلف و متنوع زندگی روزمـــره را مانند نوع ساختمان ( خانه ، انبار ، عبادتگاه ) ، ابزار تولیدی و تکنیک و هنر عامیانه ( پارچه بافی ، سفالگری ، نجّاری ) ، خــوراک و پوشاک ، جشن  ها و بازی ها و اسباب بازی ها ، حقوق و اعتقادات و طب عامیانه ، ادبیات عامیانه ( شعــر ، ضـــرب المثل ، قصه ، موسیقی ، رقص ،  گویش های قراردادی و صنفی ، نامها ، ... ) جشن های مربوط به فصول مختلف سال و کشت و زرع ،  مراسم مربوط به گذر گاه های مـتــراحل زندگی   (تولد ، ازدواج ، مرگ ) را در بــــرگــرفت .

با وسعت دامنۀ مطالعات فولکلور و جمع آوری مدارک و انتشار کتب و مجلات و مقدمات ایجاد مــوزه ها و غرفه ها برای نمایش صحنه های فولکلوری ( که اکنون به دست فـراموشی سپرده شده است ) می رفت کـه زمینه های تقریباً مستقل بـرای این سلـسلـه از تحقیقات بوجـود آید .  ولی رواج و وسعت قلـمرو مـردم شناسی باعث شد که مقدار زیادی از این مسائل را فرا گیرد .

در زمینه مطالعات فولکلوری جامعۀ ما باید گفت :  کوششی که در چهل سالۀ اخیر در جـمع آوری ادبیات شفاهی صورت گرفته است و می گیرد ، غالباً عنوان فولکلور را به خود اختصاص داده است . مناسب است که در اینجا از نیرنگستان صادق هدایت به عنوان اوّلین کتاب فارسی که در این زمینه حــــاوی روش و نظمی علمی است یاد کنیم .  هدایت که با تحقیقات فریزر دربارۀ افسانه ها  و ادبیات شفاهی ملل آشنایی داشت (  و خـود در مقدمۀ نیرنگستان به آن اشاره می کند ) کوشیده است با نقطه نظری که بیشتر جنبۀ ملّی و اخلاقی ، دارد از معتقدات عامیانه و بازی ها و ســـرگـــرمی ها را جمع آوری کند .

فولکلور و مردم شناسی

هر چند که مرز بندی بین مردم شناسی و فولکلور نه مقدور است و نه شاید نیازی به این مرز بندی باشد، ولی لازم به یاد آوری است که قبل از جنگ بین الملل اوّل به علّت مطالعۀ جـــداگانه ای که دربارۀ سنن اقوام و گروه های ساده و ابتدایی از  یک طــــرف ، و مطالعه معتقدات و رسوم عامیانۀ شهر ها و جوامع متمّدن ( خصوصاً جوامع اروپایی ) از طرف دیگر ،  صورت می گرفت و تفاوتی که در قلـــمرو جغرافیایی تحقیقات فولکلوری باتحقیقات مردم شناسی بوجود آمده  بود ، در مقایسه ،  تباینی زیاد بین آنها تصـور می شد. بدین معنی که عدّه ای ،  مردم شناسی را مطالعۀ سنن و دانش و فعّالیت های اجتماعی گروه های ساده و ابتدایی و قبیله ای و جوامع « فاقد خط »  می دانستند و فولکلور را مطالعۀ سنت ها ، دانستنی ها و اعمالی که در بین « عامۀ بیسواد » و بطور کلّی « عوام » جــوامع متّمدن و « صاحب خط » رایج است ، می شمردند . و فولکلوریست  به کسی اطلاق می شد که مراسم و سنن و هنر عامیانه جــوامع متّمدن را مطالعه می کرد . و این امر می رفت که حتّی مکاتب و موزه های متفاوتی را بوجود آورد .

از جنگ بین الملل دوّم به بعد که مردم شناسی دامنۀ مطالعات و تحقیقات خود را به شهر ها و «  جـوامع متّمدن » نیز کشانید بالطبع مقـــدار زیادی از مطالعات فولکلوری را نیز شامل شد .  مطالعات فولکلوری امروز بیشتر از نظر روش مورد مطالعه ،  از مردم شناسی متمایز می شود و می توان خطوط کلّی این تمایز را – که خود جای بحث است – بدین شرح یاد کرد :

1- فولکلوریست بیشتر به جمع آوری و تقسیم بندی و مطالعۀ مقایسه ای پدیده های فــرهنگی اهمّیت می دهد ، در صورتی که مــــردم شناسی به تجزیه و تحلیل پدیده ها می پردازد .

2- مطالعه فولکلورغالباً دربارۀگذشته است، یعنی به شناخت آنچه از حیات دیرینۀ سنن ورسوم به دست فراموشی سپرده شده و یا احیاناً به طور پراکنده باقی مانده و می رود که متروک شــود ، می پردازد ، در صورتی که مردم شناسی در بارۀ سنن و آداب و رسوم جوامع فعلی مطالعه می کند .

3- مطالعۀ فولکلور معمولاً متکی بر مدارک موزه ای و کتابخانه ای است و در اوّایل قرن بیستم در فرانسه فولکلوریست منحصراً به کسی اطلاق می شد که دانش عامیانه را  از خلال کتب تاریخی و سفـر نامه های سیاحـان قـرون گذشته جستجو می کرد ؛ حــال آنکه قسمت عـمـده و اساسی منابع مردم شناسی را تحـقـیقات مـحـلی تشـکیـل مـی دهـد .

قابل ذکر می باشد که تمامی مطالب گفته شده در ۳ بخش از کتاب مبانی مردم شناسی  دکتر محمود روح الامینی گرفته شده است.

گردآورنده : محّمد رضا خان پور

 کارشناس مدیریت امداد در سوانح

www.stipulate.blogfa.com