Don't go for looks, they can deceive Don't go for wealth even that fades away. Go for sum1 who makes u smile becoz only a smile makes a dark day seem bright.. دنبال نگاه ها نرو، ممکنه فریبت بدن دنبال ثروت نرو چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی چون فقط یه لبخنده که میتونه باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد

 مثل بارون باصفايي مثل برف سفيدوماهي مثل گل خوشبووزيبا مثل خون توقلب مايي چه بخواهي چه نخواهي توعزيزدل مايي

  سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم

شايد زندگي آن جشني نباشه که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص ( چارلي چاپلين

شخاص بزرگ و با همت به كوه مانند، هر چه به ایشان نزدیك شوی عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم شود و مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمی به آنان نزدیك شوی به زودی پستی و ناچیزی خود را بر تو آشكار سازند. (گوته)

به سکوت سرد مرداب قسم که تو نیلوفر چشمان منی و دل خسته ی من می ترسد که تو پژمرده شوی که تو مرا به فراموشی شبها سپری که مبادا به دلم رنگ سیاهی بزنی و به شبهای امیدم تو تباهی بزنی دل من ترانه دارد غم عاشقانه دارد به هوای روی ماهت همه شب بهانه دارد روزها و هفته ها و ماه ها راستی انگار وقت و لحظه معنی خود را نداشت در من امید نگاه عاشقانه اوج می یافت آه اما در خیال خام خود بودم... و نمی دانستم دست تقدیر برایم چه نوشت! قبل کاش می دانستی من به چشم بسته از آن آسمانها می گذشتم تا بدانجا می رسیدم کز خودم چیزی نبود هر چه هم بود از تو بود

یک شبی مجنون به خلوتگاه راز. با خدای خویش می کرد راز.. ای خدا من را تو مجنون کرده ای. در غم لیلی دلم خون کرده ای.. گاه مجنون را پریشان می کنی. گاه لیلی را خرامان می کنی.. درد هرکس را طبیبی داده ای .رنج هرکس را نصیبی داده ای.. ای خدا آخر طبیب من کجاست. مردم از حسرت نصیب من کجاست.. گه ندا آمد که ای شوریده حال. هرچه می خواهی در این درگه بنال.. کار لیلی نیست آن کار من است. حسن خوبان عکس رخسار من است...............

عـدم مـوفـقـیت و شـکسـت ها نشانگر این هستند که راه پـیـروزی راهـی دشـوار و پـیـچ در پـیـچ اسـت. آنـهــایی کـه مـی خواهـنـد از خـود اثـری مـانـدگار در دنیای تجارت باقی بـگـذارنـد، بـر سـر راه خـود نـاگـزیـر از رویـارویـــی با موانع و مشـکلات هسـتند. و هـر چـقـدر هـم کـه دانـش و کـفایـت داشته باشند، باز از این مسئله مستثنی نیستند.

 

اوليور وندل هولمز روزي در جلسه اي شرکت کرد که در آن جمع از همه کوتاهتر بود.دوستي با کنايه گفت:"دکتر هولمز به نظرم شما در ميان ما افراد بلند قد احساس کوچک بودن مي کنيد." هولمز پاسخ داد : "همينطور است .من احساس مي کنم که يک دايم هستم در برابر پني ها!"

همه ما انسانها درطول زندگیمان مرتکب اشتباه میشویم. تـنها سوالی که پیش می آید این است که: آیا آنقدر عاقل هستید که از این اشتباهات درس بگیرید؟

 

يك شبى مجنون نمازش را شكست

بی وضودركوچه ى ليلانشست.

عشق،آن شب مست مستش كرده بود...

فارغ از جام الستش كرده بود..!

گفت يارب از چه خارم كرده اى

برصليب عشق دارم كرده اى...

خسته ام زين عشق دل خونم نكن..

من كه مجنونم، تومجنونم نكن...

مرداين بازيچه ديگر نيستم...

اين تو و ليلاى تو...من نيستم !!

گفت اى ديوانه،ليلايت منم...

در رگ...ت پنهان و پيدايت منم...

سالها با جورليلا ساختى...

من كنارت بودم ونشناختى

 

دکتر شریعتی : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس ر...ا دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم.

 

  درساحل زندگی همه جا دو رد پا دیدم .رد پای خودم ورد پای خدا .به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم .گفتم خدایا مرا در سختترین لحظه ها رها کردی؟.... ندا آمد: : تو را در سختترین لحظه ها به دوش کشیدم

 

 

 Stipulate.blogfa.com