توسعه پایدار
مقدمه :
در گذشته، انسانها، شايد به غريزه، دريافته بودند كه رمز بقاي آنها درگرو هماهنگي با طبيعت است و آموخته بودند كه زوال طبيعت زوال آنهاست. ليكن در يكي دو قرن اخير، با اوج گيري توانائي هاي ابزاري بشر، تعـادل زيست محيطي قرون گذشته به زيان طبيعت برهم خورد. لطمات وارده بر طبيعت در اين دوران ابعاد گسترده و غيرقابل جبراني يافت و در ربع آخر قرن بيستم به يك معنا از مرز فاجعه نيز گذشت.
جهان سوم كه قرار بود درنتيجه «مراحل توسعه» به رشد، رفاه و آزادي نائل شود، آشفته تر از پيش، گرفتار در فقر، نابرابري، بي عدالتي و عقب ماندگي شد و اوضاع به مراتب شكننده تر و نابسامان تر از گذشته شد.
توسعه پايدار عرصه نويني است كه همزمان هم سياست و فرهنگ را موردتوجه قرار مي دهد و هم بر رونق اقتصاد و تجارت و صنعت تاكيد مي ورزد. هم از محيط زيست و همزيستي با طبيعت حمايت مي كند و هم از حقوق برابر انسان ها. هم به مسائل داخلي كشورها مي پردازد و هم به مسائل بين المللي..
توسعه پايدار چيست؟
توسعه پايدار يا Sustainable Development در حقيقت ايجاد تعادل ميان توسعه و محيط زيست است.
در سال 1980 براي نخستين بار نام توسعه پايدار در گزارش سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي (IUCN) آمد. اين سازمان در گزارش خود با نام استراتژي حفظ منابع طبيعي اين واژه را براي توصيف وضعيتي به كار برد كه توسعه نه تنها براي طبيعت مضر نيست، بلكه به ياري آن هم ميآيد.
پايداري ميتواند چهار جنبه داشته باشد: پايداري در منابع طبيعي، پايداري سياسي، پايداري اجتماعي و پايداري اقتصادي.
توسعه پايدار فرايندي تصور مي شد كه طي آن جوامع مختلف از شرايط اوليه عقب ماندگي و توسعه نيافتگي با عبور از مراحل تكاملي كم و بيش يكسان و تحمل دگرگونيهاي كيفي و كمي به جوامع توسعه يافته تبديل خواهندشد. اين تلقي ايدئولوژيك از توسعه، در پرتو نقدهاي متنوع و بسيار در دهه 1970 و به خصوص در سالهاي دهه 1980 به بن بست رسيد.
توسعه روندي بود كه به رغم اميدهايي كه در دهه هاي گذشته به آن گره خورده بود، جز افزايش فقر و نابرابري ثمري براي كشورهاي جهان سوم دربرنداشت. بنابراين، توسعه پايدار درواقع راه حلي بود براي معماي توسعه درشرايط متحول سالهاي پاياني قرن بيستم.
براساس گزارش برانت لند (رشد كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه = WCED ) توسعه پايدار عبارت بود از توسعه اي كه نيازهاي كنوني جهان را تامين كند، بدون آنكه توانايي نسلهاي آتي را دربرآوردن نيازهاي خود به مخاطره افكند و اين كه توسعه پايدار «رابطه متقابل انسانها و طبيعت در سراسر جهان است.
توسعه پايدار دراساس يك موقعيت ثابت نيست. بلكه عبارت است از « فرايندي مستمر از دگرگوني، انطبــاق و سازگاري» كه طي آن بهره كشي از منابع جهت سرمايه گذاري ها، جهت گيري توسعه تكنولوژيك و دگرگوني نهادينه همگي در هماهنگي با هم دربرگيرنده نيازهاي بالقوه و بالفعل انسان مي شوند. توسعه پايدار، برآورنده نياز و آرمانهاي انسانها، نه فقط دريك كشور و يك منطقه كه تمامي مردم در سراسر جهان و درحال و آينده است.
همانگونه كه «ولفگانگ زاكس» گفته است، ازاين پس، «توسعه بدون پايداري و پايداري بدون توسعه وجود نخواهد داشت» و اين بيانگر پيوند نويني است.
براساس اعلاميه ريو:
در توسعه پايدار، انسان مركز توجه است و انسان ها، هماهنگ با طبيعت، سزاوار حياتي توأم با سلامت و سازندگي هستند؛
توسعه حقي است كه بايد به صورت مساوي نسل هاي كنوني و آينده را زيرپوشش قرار دهد؛
حفاظت از محيط زيست بخشي جداناشدني از توسعه است و نمي تواند به صورت جداگانه موردبررسي قرار گيرد؛
مؤلفه هاي توسعه پايدار
1. انسان: «توسعه پايدار»، انسان محور است و باتوجه به گستردگي مباحث و قابليت هاي بسيار آن به سرعت به مهمترين مناظره كنوني و نيز يكي از مهمترين چالش هاي قرن بيست و يكم تبديل شده است. در پايان هزاره سوم ميلادي روند رشد و توسعه در چارچوب پايداري احيا شد. در توسعه پايدار، انسان، محور توسعه و مستحق بهداشت، زندگي سازنده و در هماهنگي با طبيعت معرفي مي شود و اين مفهوم، دقيقاً، در نخستين اصل «اعلاميه ريو» انعكاس پيدا كرده است.
2. كودكان و جوانان: توسعه پايدار به عنوان «توسعه اي كه حوايج كنوني را تامين مي كند بدون آنكه توانايي نسل آينده براي برآوردن نيازهاي خود را به مخاطره افكند» تعريف می شود. پايداري براي كودكان و نوجوانان و جوانان مسئله اي واقعي است. نظريه پردازان توسعه پايدار، به دليل داعيه هاي خود درمورد انسان در قرن بيستم و يكم، با نگاهي به آينده بر حقوق كودكان و نقش آفريني جوانان تاكيد بسيار داشته، تحرك و خلاقيتهاي مردم در سراسر جهان و مشاركت آنان در تمامي سطوح توسعه را ضرورتي اجتناب ناپذيردر هر برنامه مي دانند.
3. زنان: زنان درجهان و بويژه در كشورهاي درحال توسعه از نابرابريهاي بسيار در رنجند درحاليكه توسعه بدون مشاركت فعال آنان به سرانجام نخواهد رسيد، مسئله دفاع از حقوق زنان را نيز موردتوجه قرار داده اند.
زنان به دليل زادمان به تغذيه بيشتر و بهداشت بهتر نيازمندند. درحالي كه كمتر از مردان غذا مي خورند و كمتر به امكانات بهداشتي دسترسي دارند. سطح سواد و تعليم و تربيت در زنان پايين تر از مردان است. درحاليكه مسئله تعليم و تربيت فرزندان خود را از بدو تولد برعهده دارند. زنان در برابر كار مساوي مزد كمتري مي گيرند. آنان ساعات بيشتري را در طول روز با مزد و بدون مزد كار مي كنند. زنان بيشتر در معرض خشونت و نابرابري و تبعيضهاي بسيار قرار دارند.
فعالان عرصه هاي مختلف توسعه پايدار برآنند كه با زدودن محروميت و تبعيض از چهره جهان، دنياي آينده به محيطي برازنده براي زندگي توأم با آزادي، صلح يا آرامش، برابري براي همه انسان ها تبديل شود. سخن اين است كه با زدودن اين زنگارها و تلاشي هماهنگ و همگاني جهان بيش از گذشته شايسته خواهدشد.
4. محيط زيست: واقعيت اين است كه توجه به محيط زيست و طبيعت در دوران ما تبديل به معيار شده است، معياري كه هر روز بيش از پيش درجهان فراگير مي شود. در چشم انداز زيست محيطي آنگونه كه «مان» مطرح كرد، توسعه تنها زماني پايدار است كه بر شالوده اصول بوم شناسي استوار باشد.
5. فرهنگ: در گذشته مراد از توسعه عبارت بود از تلاش براي «غربي كردن» تمام جهان و با تظاهر بر بي طرفي فرهنگي و سياسي و درواقع تحت مفروضات جانبدارانه ايدئولوژيك، غرب به عنوان «كمال مطلوب» معرفي مي شود. توسعه به اين ترتيب ابزاري بود براي كشورهاي غربي بهره مند از تكنولوژي پيشرفته تا فرهنگ و خودگرداني ملتها و مردم ديگر را تحقير و نابود كنند.
6. آموزش : در دوران، ما آموزش و پرورش بعنوان موثرترين ابزار جوامع براي ورود به چالش هاي آينده مورد توافق قرار گرفته است و اصولاً پذيرفته شده است كه در پرتو آموزش و پرورش امروز دنياي فردا شكل خواهدگرفت.
تعليم و تربيت مهمترين عامل موثر در دگرگوني طرزنگرش و رفتار بشري است كه در مسير رشد اقتصادي، بهبود كيفيت زندگي، ايجاد دانش ومهارت، تامين فرصت هاي شغلي و افزايش توليد جامعه به كار گرفته مي شود. از اينرو در جوامع «منزلتي يگانه» يافته است.
«توسعه بايد بر تعهدي خوش بينانه براي زندگي بهتر همه مردم استوار باشد و در مسير نيل به استانداردهاي زندگي بهتر بايد وزن بسيار بيشتري به دارائي هاي غيرمادي، همبستگي انسانها و محيط زيست داده شود» و اين همه تحقق نخواهديافت مگر با كسب بهتر دانش و فرهنگ.
اخلاق
توجه به عنصر اخلاق و معنويات در مطالعات توسعه پايدار در واپسين سال هاي هزاره دوّم به ضرورتي غيرقابل انكار تبديل شده است . با مروري بر پژوهش هايي كه تحت اين عنوان در اين سالها صورت گرفته است و دامنه و تنوع آنها مي توان تصور كرد كه اهميت اين عوامل در آينده قابل پيش بيني همچنان جاذبه هاي زيادي در عرصه هاي نظري و عملي ايجاد كند.
حكيمي در 3000 سال پيش گفته بود « اخلاق فقط زماني در صحنه ظاهر مي شود كه ماديات و مسائلي عميقاً غلط و نامتناسب با شيوه زندگي مردم وجود داشته باشد».
امنيت
در پرتو ظهور مفاهيم جديد ، همانگونه كه خانم «برانت لند» مطرح كرده است ، ما بايد تصور سنتي خود از امنيت را با يك مفهوم نوين جهاني مبتني بر توسعه پايدار جايگزين كنيم، مفهومي كه طي آن با توسعه نيافتگي، توزيع نابرابر ثروت ، آسيب هاي زيست محيطي و نابودي منابع مبارزه مي شود.
مشاركت
حضور آگاهانه مردم در صحنه سياسي بويژه در سالهاي اخير، بعنوان يكي از شاخصه هاي اصلي توسعه پايدار موردتاكيد قرار گرفته است. در جوامع دموكراتيك، سياست عمومي علي القاعده پاسخي به درخواست مردم است و در اين شرايط است كه هوشياري عمومي و درك ضرورت ها و لوازم پايداري روند قانونمند و با ثباتي به خود مي گيرد.
براين اساس، توسعه پايدار، بدون برخورداري از كاركردهايي درجهت تعميق مشاركت دموكراتيك دست يافتني نخواهدبود.
تعهد عملي به تامين آزادي هاي مختلف و حقوق اساسي جوامع در جلوگيري از فجايع اقتصادي چون گرسنگي بسيار موثر است».
حضـور و مشاركت قانونمند مردم در صحنه هاي اجتماعي و سياسي كشورها، هر روز بيش از پيش موردتوجه قرار مي گيرد و جدا از همه مسائل ديگري كه دموكراسي را به عنوان ضرورتي غيرقابل انكار در دنياي كنوني موردتاكيد قرار مي دهد، اصولاً در چشم انداز آينـده و درجهاني كه در پيش است، فكر توسعه اي بدون دموكراسي معقول و ممكن نخواهدبود.
عاملان توسعه پايدار
توسعه پايدار كه به دليل جامعيت مباحث و اقبال گسترده در آخرين سال هاي قرن بيستم به بالنده ترين مناظره جهاني تبديل شد. برمبناي بسياري از تحليل ها و نظريه ها چالش محوري قرن بيست و يكم خواهدبود.
بر بنيان اين برنامه ها، دولت ها، سازمان هاي بين المللي و نهادهاي بين الدولي مسئوليت هاي گسترده اي برعهده گرفتند، اما آنچه در اين عرصه جديد جاذبه اي فوق العاده يافته بود، «سازمانهاي غيردولتي» بود كه برآمده از ضرورت هاي عصر جديد بود و دراين فضاي متحول، با درآميختن با اهداف چالش نوين، ظرفيت هاي وسيعي براي پايداري خلق كرد.
دولتها
در مسير دستيابي به شرايط پايداري و به ويژه در دوران گذار، وظايف گسترده اي برعهده دولتها گذاشته شد. آنها موظف شدند تا مؤلفه هاي توسعه پايـدار را در تمامي سطوح برنامه ها و سياست گذاري ها رعايت كنند .
دولت ها، بخصوص در كشورهاي جهان سوم، قادرند در عرصه پايداري، نقشي پيشتاز برعهده گيرند. اين دولت ها هستند كه قادرند قانونمندي هاي همسو با جريان توسعه پايدار، تحرك اجتماعي را درسطوح مختلف جوامع نظام مي بخشند. دولتها همچنين قادرند به صورت مستقيم و غيرمستقيم، با ايجاد شرايط مطلوب به تحرك بخش خصوصي در اين عرصه كمك كنند.
سازمانهاي بين المللي
سازمان هاي بين المللي بويژه پس از جنگ جهاني دوم به دليل شرايط متحول جهان مورد توجه بسيار قرار گرفتند. همه كشورها با نظام هاي متفاوت پذيرفته بودند كه جلوگيري از ايجـاد جنگهاي جديد در گرو همكاري هاي بين المللـي است. به اين ترتيب، سازمان هاي بين المللي متعدد و متنوعي، با اهداف و وظايف مشخص، درعرصه هاي مختلف جهان شكل گرفتند و در اين ميان سازمان ملل متحد نقشي محوري داشت.
سازمانهاي غيردولتي
سازمان هاي غيردولتي، در شكل دهي و تحقق دموكراسي مشاركتي، نقشي حياتي برعهده دارند. اين سازمان ها، به جهت آزادبودن از قيدوبندهاي فعاليت هاي رسمي زمينه هاي بسيار مساعدي براي مشاركت در مناظره توسعه پايدار يافته اند. اين سازمان هاي مردمي كه در همه سطوح بين المللي، ملي و محلي فعاليت مي كنند، قادرند در شبكه اي گسترده ارتباط وسيع و متنوع خود را سامان دهند. سازمان هاي غيردولتي به جهت توانمندي بالقوه و بالفعل خود و نيز به دليل پويايي و وسعت و گوناگوني مباحث و مسائل مطرح در توسعه پايدار در اين زمينه مناظره اعتبار و منزلت ممتازي يافته اند.
توسعه پایدار آنگونه توسعه ای است که نیازهای حال را بدون اینکه توانائی های نسل های آینده در تأمین نیاز هایشان را به مخاطره اندازد ، فراهم می کند .
جمع بندی و نتیجه گیری:
با توجه به مطالب مطروح که قطره ای از دریای اندیشه ها و تئوری های اندیشمندان توسعه به خصوص نظریه پردازان توسعه پایدار می باشد، می توان اذعان نمود که بحث توسعه پایدار که به دلیل جامعیت و اقبال گسترده در عصر حاضر به بالنده ترین مناظر جهانی تبدیل شده و برمبنای بسیاری از تحلیل ها و نظریه ها چالش محوری قرن بیست و یکم خواهد بود و در این چالش نوین، انسان مرکز توجه قرار گرفته است و هر آنچه حیات ، بقا و آزادی انسان را تهدید می کند مردود شناخته می شود.
ورود به عصر جدید ، بدون نگاهی انسانی تر ، متوازن تر و بخصوص بدون اتکا به اصول پایداری نه فقط در کلام که در عمل نیز میسر نخواهد بود. تحقق این آرمان ها ، علاوه بر اراده های قاطع و آگاهانه عاملانی را می طلبد تا از رهگذر تلاش آنها این اهداف جامعه را عمل بپوشاند.
«توسعه پايدار» پاسخگويي ما به نسل هاي آينده است كه از ما خواهند پرسيد: سهم ما را از منابع و ذخاير اين كره خاكي چه كرديد و چه بخشي را براي ما به جاي گذاشتيد؟ تنها با «توسعه پايدار» است كه پاسخي قانع كننده براي آنان خواهيم داشت.
من ا... توفیق
گردآورنده : محّمد رضا خان پور
کارشناس مدیریت امداد در سوانح
هزار بار گفتم