یاد تو
مگسی را کشتم ...
نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است ...
طفل معصوم به دور سر من میچرخید...
به خیالش قندم ...
یا که چون اغذیه ی مشهورش ...
تا به آن حد گندم ؟!؟
ای دو صد نور به قبرش بارد ...
مگس خوبی بود...
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد ,
مگسی را کشتم.
+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان ۱۳۹۰ ساعت 15:51 توسط محمد
|
هزار بار گفتم