عطر تنـت
عطــر تنـــت روی پیراهنم مانده ...
امـروز بوییـــدمش .. عمیـــق عمیــــق !
و با هـر نفــس بغضـــم را سنگیــن تر کردم !
و بـه یاد آوردم که دیگــر ...
تنـت سهـم دیگری سـت !
امـروز بوییـــدمش .. عمیـــق عمیــــق !
و با هـر نفــس بغضـــم را سنگیــن تر کردم !
و بـه یاد آوردم که دیگــر ...
تنـت سهـم دیگری سـت !
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی ۱۳۹۰ ساعت 15:45 توسط محمد
|
هزار بار گفتم