گروه اینترنتی ایران سان
  

تـمـام اصـل هـاے حـقـوق ِ بـشـر را خـوانـدم
و جـاے یـڪ اصـل را خــالـے یـافـتـم
و اصـل دیـگـر ے را بـﮧ آטּ افـزودم
اصـل ِ سـے و یـڪـم :

هـرانـسـانـے حـق دارد هـر ڪـسے را کـﮧ مے خـواهـد دوسـﭞ داشـتـﮧ بـاشـد !


 

گروه اینترنتی ایران سان

نبودنِ تو
فقط نبودنِ تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست !! ...
کلاه روی سَرمان نمی‌ایستد ؛
شعر نمی‌چسبد ؛
پول در جیب‌مان دوام نمی‌آورد ؛
نمک از نان رفته ؛
خنکی از آب ؛
ما بی‌تو فقیر شده‌ایم ...
 



گروه اینترنتی ایران سان

انسان ها به ناگهان شکسته نمی شوند
این ماییم که دیر به دیر نگاهشان میکنیم . . .!



گروه اینترنتی ایران سان


گیرم که باخته ام, اما کسی جرات ندارد به من دست بزند, یا از صفحه بازی بیرون کند؛

شوخی که نیست, من "شـــــــــــــــــــــاه" شطرنجم ..

گروه اینترنتی ایران سان

تمام ماجرای من
سه واژه شد برای تو
سه واژه ی جدا جدا

من و ...
شب و ...
هوای تو ...

گروه اینترنتی ایران سان

تـو رفـتـﮯ . . .
انـگـار ڪـﮧ مـن از اولـش نـبـودم !
مـن ولـﮯ مـﮯمـانـم
انـگـار ڪـﮧ تـو تـا آخـرش هـسـتـﮯ ! . .



گروه اینترنتی ایران سان

گفتند عینک سیاهت را بردار
دنیا پر از زیبایی هاست !!!

عینک را برداشتم ...
وحشت کردم از هیاهوی رنگها

عینکم را بدهید می خواهم به دنیای
یکرنگم پناه ببرم ..



گروه اینترنتی ایران سان


دِلــَم یک اتِّفاق می خـواهـَد !
یکـــ تـلفن نا آشنا
با بـی مـِـ ـیلی تـمام جواب دَهَم

و

صـِـــــــــــدای تــو ...



گروه اینترنتی ایران سان

مـرا میـان بازوانت بگیر!

بگـذار تمام آغوشـت را
جمــع کنــم برای نبودنـهات!


 

گروه اینترنتی ایران سان

شمردن بلد نیستمـ . . . دوستــــ داشتن بلدمـ
و گاهے شدهـ . . . یکے را دو بار دوستــــ داشتـ‌ه باشمـ
دو نفر را یکـــ جا (!)
... چه کار مے شود کرد ؟
دوستــــ داشتن بلدم . . . شمردن بلد نیستمـ . . .

 

گروه اینترنتی ایران سان

تلاش برای زنده کردنِ یک رابطهِ از دست رفته
مثل اینه که بخوای یه چای سردشده
رو با ریختن آب جوش گرم کنی
نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش..!


 

گروه اینترنتی ایران سان

مـَردی که عـَطر ِ / تو / را زده بود ,

در خیابان از کـنارم گذشـت ...

و این یعنے : قـتل ِ غیر ِ عمد ...


 

گروه اینترنتی ایران سان

همـیشـه خـــــودت بـاش ... دیگـــــران بـه انـدازه کافــــی هســتند ...


 

گروه اینترنتی ایران سان

ایـنـجـا زمـیـن اسـتـــ

مـحـل کـودکـان بـوسـه ای

چـه بـسـیــارنـد کـودکـانـی کــه بـه دنـیــا مـی آیـنـد

کــه در ابـتـدا قـرار بـوده فـقـط یـکـــ بـوسـه بـاشـنـد . . .


 

گروه اینترنتی ایران سان

کلــــمـات ، قــدرت آزار دادن شـــمـا را نـــدارنـــد ! مگـــر آنــکه گـــویـــنده ی کــلمــات بـــرایـــتـان ، بسیــار عــزیــز بـــاشـد !!!



گروه اینترنتی ایران سان

فرقی نمیکند دختر باشی یا پسر ، همین که با دل کسی بازی نکنی مردی ....



گروه اینترنتی ایران سان

دیوانه نمی‌گوید دوستت دارم (!)
دیوانه می‌رود تمام ِ دوست داشتنش را
به هر جان کندنی
جمع می‌کند از هر دری
می‌زند زیر بغل
می‌ریزد پای کسی که
قرار نیست بفهمد دوستش دارد ...



گروه اینترنتی ایران سان

یادش بخیــــــــر
یه روزی آدما به جای شماره
به هم" دل " می دادن



گروه اینترنتی ایران سان

من باید
بلند شوم،
قهوه ای بو کنم،
بلکه این عطر لعنتیِ تنت از سرم بپرد ...



گروه اینترنتی ایران سان

بار آخر! دست آخر!
من ورق را با دلم بر میزنم!
بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل ! با دلت دل حکم کن! ... حکم دل ...
هر که دل دارد بیاندازد وسط تا که ما دلهایمان را رو کنیم!
دل که روی دل بیفتد عشق حاکم می شود!
پس به حکم عشق بازی می کنیم
این دل من رو بکن حالا دلت را!
دل نداری ؟! بر بزن اندیشه ات را ...
حکم لازم!!! دل سپردن، دل گرفتن، هر دو لازم...