عکس و احساس 4
امروز زنی را دیدم که بوسه از لبش میچکید!
خدا را شکر
پس/ هنوز مردی است که عاشقانه میبارد......!!
زخمی به دلم مانده ...
دلت را قرض میدهی؟
امشبم را مرحم باشد ...
وای از نـیمـه شبـی
کـه بیـدار شـوم
تـو را بـخواهـمــ
و خـودم را در آغـوش دیـگری بیـابـــم...!
آســـــــــــ مان هـمـ گــاهــــــ ی دلــش مـی گیـــ رد!! ..
مـَـــــــ ن کــه آدمــــــ م .....
شاید باید بگویم
تا بدانی
سیندرلای تو
همان دخترکی است
که گاهی خسته میشود
از شستن زمین های ذهنش
از نامهربانی های تو ...
حــُــــرمت نان از قلب بیشـــــتر است
آنرا می بوســــــند، این را میشـــــکنند...
میدانی
دلتنگی و تنهایی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش میزند ...
باید خودم را ببرم خانه
باید ببرم صورتش را بشویم
ببرم دراز بکشد
دلداریاش بدهم که فکر نکند
بگویم که میگذرد که غصه نخورد
باید خودم را ببرم بخوابد
"من" خسته است!
بیش از آنکه دستهای درخت به نور برسد
پاهایش تاریکی را تجربه میکند،
گاهی برای رسیدن به نور
باید از تاریکی عبور کرد ...
لیاقت می خواهد واژه " ما " شدن
لیاقت می خواهد "شریک " شدن
تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروزت
من خوشم به خلوت تنهایی ام
تو بخند به امروز...
من میخندم به فرداهایت..
حســــرت،
یعنی خواستن تـــــــو
كه داشتن نمی شود
هیـــچوقـــــــــت...
دلم سفر مي خواهد...
نه براي رسيدن به جايي..
فقط بخاطر ِ رفتن ...!
مــــــــــــــــــن...
نقاش نیستم
ولــــــــی
لحظه های بی تو بودن را
درد می کشـــــــــم...!
باران بيايد يا نيايد
توباشي يا نباشي
خاطرت باشد یا نباشد
دیگر تنهاییم را با تو هرگز قسمت نمی کنم
و از ته دل به تو می گویم ؛
نا رفیق !
من خيس از ياد توام !
چه حریصانه مرا بوسیدی
و چه وحشیانه رختم را دریدی
و من چه عاشقانه دست بر هوسهایت کشیدم
اما کاش میفهمیدی که زن
تا عاشق نباشد
نمی بوسد ...
نمی بوید ...
و تسلیم نمی کند رویاهای عریانیش را















هزار بار گفتم