سهراب
سهراب سپهری
با هیاهوی نگاهت آشنا کردی مرا
همدم فریادی بی صدا کردی مرا
یک شب از آن سوی باران آمدی همچون نسیم
یک شبی هم عاقبت با غم رها کردی مرا
می شدم با چشمهایت هم سخن هر شب ولی
عاقبت از چشمهایت هم جدا کردی مرا
بعد تو من ماندم و یک جاده ی بی انتها
هم ببین آواره ی این ناکجا کردی مرا
+ نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 17:21 توسط محمد
|
هزار بار گفتم